Google+ انجام پایان نامه | حقوق چیست

انجام پایان نامه

انجام پایان نامه telegram انجام پایان نامه instagram انجام پایان نامه lenzor انجام پایان نامه aparat انجام پایان نامه facebook انجام پایان نامه googleplus  درخواست همکاری انجام پایان نامه سفارش پایان نامه 

انجام پایان نامه | حقوق چیست

انجام پایان نامه

انجام پایان نامه | حقوق چیست

واژه حقوق در زبان فارسي به معاني گوناگون به کار ميرودکه از مهمترين آ نها عبارتند از:
1،مجموع قواعدي که بر اشخاص، از اين جهت که در اجتماع هستند، حکومت ميکند.
انسان موجودي است اجتماعي که ميان همگنان خود به سر مي برد، به حکم طبيعت، شخص در اجتماع کوچک خانواده زاده ميشود و در سايه مراقبت و تربيت اين گروه نياز هاي مادي و معنوي خويش را تامين ميکند، ولي ، پس از دوران کودکي نيز او با ديگران زندگي ميکند و با همکاري آنان به خواسته هاي خود ميرسد.
از سوي ديگر، خواسته هاي آدميان به با هم شباهت زياد دارد،کم و بيش همه يک چيز را طالبند، پس نزاع بر سر جلب منفعت بيشتر و تامين زندگي بهتر در مي گيرد. انسان انديشمند از آغاز دريافت که بقاي اجتماعي او با آشوب و زور گوئي امکان ندارد و ناچار بايد قواعدي بر روابط اشخاص، از جهتي که عضو جامعه اند،حکومت کند و ما امروز مجموع اين قواعد را حقوق مي ناميم.
2،براي تنظيم رابطه مردم و حفظ نظم در اجتماع، حقوق براي هر کس امتياز هايي در برابر ديگران مي شناسد و توان خاصي به او ميبخشد، اين امتياز و توانائي را حق مي نامند که جمع آن حقوق است و حقوق فردي نيز گفته مي شود: حق حيات، حق مالکيت، حق آزادي و شغل و حق…. به اعتبار معني اخير است که گاه با عنوان حقوق بشر مورد حمايت قرار مي گيرد، ولي، واژه حقوق، به معني نخست، هميشه با ترکيب جمع به کار ميرود و براي نشان دادن مجموع نظامها و قوانين است، مانند حقوق انسانها، حقوق مدني، حقوق بين الملل و،،،
3،حقوق معاني ديگري هم دارد: براي مثال، وقتي سخن از حقوق کارمندان دولت يا حقوق قضائی مي شود، مقصود دستمزد کارکنان و پولي است که دولت بابت ثبت اسناد رسمي از دو طرف معامله مي گيرد،اين معني،که بيشتر در امور مالياتي و حقوق اداري به کار ميرود در واقع از شاخه هاي حق است.
4،گاه مقصود از واژه حقوق علم حقوق است، يعني دانشي که به تحليل قواعد حقوقي و سير تحول و زندگي آن مي پردازد.
تاريخچه
فوايد و اهداف حقوق
بديهي ترين مفهومي که همه از حقوق و قانون دارند اين است که قواعد آن بر اشخاص تحميل ميشود و ايجاد التزام ميکند.
پس اين پرسش در ذهن هر جوينده اي طرح ميشود که چرا بايد از قانون اطاعت کرد؟ چه نيروئي پشتيبان آن است و چه جاذبه اي ما را به اجراي آن وادار مي سازد؟
اين نيروي پنهاني را (مبناي حقوق) مينامند.
گفته شد که انسان موجودي اجتماعي است و براي زندگي اجتماع خود لازم ديده است که قواعدي بر روابط اشخاص مقرر کند. پس، از لحاظ تاريخي، مفهوم حقوق و دولت ارتباط نزديک دارد و هدف اصلي آن ايجاد نظمي است که اين همزيستي را تامين کند.
مبناي مستقيم حقوق ، اراده دولت است ، يعني ، مقام صالح دولت در وضع قانون يا قوه مقننه (مجلس) مهمترين منبع حقوقي است و هيچ دادرسي نميتواند ، به بهانه مخالفت اين تصميمها با قواعد حقوق فطري يا آنچه از سير تاريخي و مطالعه روابط اجتماعي استنباط مي شود، از اجراي آن امتناع ورزد.
البته اين مطلب دليل بر اين نکته نيست که حقوق پيشنهاد پذير نيست و تنها يک قانون را وضع ميکند و پس از آن اجرا ميکند ،
مهمترين وظيفه حقوقدان تلاش در راه شناسائي و اجراي عدالت است ، در اين مسير بسياري از عوامل بر نظرات حقوقدان تاثير دارد.
تمام عواملي که تمدن و اخلاق ملتي را به وجود آورده است در ايجاد حقوق آن موثر است ، مهمترين عوامل سازنده حقوق را ميتوان بدين گونه بيان کرد:
1. عوامل اقتصادي: قانون گذار بايد عوامل اقتصادي جامعه را بشناسد و در قانون گذاري تاثير دهد.
2. باورها و میراث فرهنگی : اين دو نيرو که شايد در قوانين ما از نيروهاي ديگر بسيار پر ارزش و تاثير گذار ترند بسيار حساس و ضربه پذير هستند که لازم است در قانون بسياري از شرايط براي حفظ اين دو در نظر گرفته شو.
3. آرمانهاي سياسي و اجتماعي: در عرض عوامل اقتصادي و اخلاقي آرمانهاي سياسي و اجتماعي مطرح است ، مانند : دموکراسي ، آزادي ، تساوي حقو ق ، احترام به مالکيت و غيره ،،،
يکي ديگر از مباحثي که مطرح ميشود اين است که انسان آزاد به دنيا آمده است و ميتواند آزادانه به فعاليتهاي مادي و معنوي خود بپردازد ، پس چرا قانون اين آزادي ها را محدود ميکند ؟
جمله بسيار زيبا و با مفهوم دانشمند بزرگ " کانت " در مورد حقوق در اينجا قابل ذکر است که ميگويد :
"حقوق مجموع شرايطي است که در نتيجه آن اختيار هر کس با اختيار ديگران جمع ميشود."
اگر بخواهيم مفهوم عدالت را بيان کنيم مجموعه قواعدي است که اشخاص به رضاي خود و در نتيجه قرار داد اجتماعي به وجود آورده اند و هدفي جز هماهنگ ساختن آزادي انسانها ندارد و تاجائي مي تواند آن را محدود کند که براي تامين آزادي ديگران لازم است ، پس در اين جامعه عدالت جز برابري و تناسب سود و زيان ناشي از معاملات نيست. حقوق بدون در نظر گرفتن شايستگي هاي افراد تعادل بين اموال موضوع معامله فراهم مي سازد .
عدالت به مفهومي که ارسطو و ديگران گفته اند "عدالت مقبول "است ، در اعمال حقوقي ، آنچه دو طرف اراده کنند عادلانه است ،حقوق بايد مفاد تراضي را به هر صورت محترم شمارد و اگر اين عوامل کنار هم جمع شوند عدالت خود به خود رعايت ميشود و جائي براي شکايت باقي نمي ماند .
يك تعريف از حقوق شهروندي
قانون احترام به آزادي هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي كه به نام بخشنامه حقوق شهروندي نيز شناخته شده ، در پانزدهم ارديبهشت ماه 83 به تصويب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و تأييد شوراي نگهبان رسيده است. اين قانون با مسلم تلقي كردن حقوق و آزادي هاي مندرج در قانون اساسي ايران ، درصدد صيانت از آنها برآمده و محتواي آن مربوط به دفاع حقوقي از شهروندان ايراني در برابر محاكم وضابطان قوه قضائيه است. با گذشت چند سال از ابلاغ قانون حقوق شهروندي توسط رئيس قوه قضائيه به مسئولان ذيربط اما هنوز تعريف و شناخت دقيقي از اين واژه و عبارت وجود ندارد و هر كسي از ظن خودش يار آن مي شود. گاهي حتي برخي ها پا را فراتر گذاشته و حقوق شهروندي را براساس متر و معيار خودشان تعريف مي كنند.
چنانكه برخي براي رسيدن به مقصود و منظور خود آن را وجه المصالحه قرار داده - بر اساس تعاريف خودشان و نه تعاريف قانوني از اين واژه و عبارت - به چانه زني و گمانه زني مي پردازند. با اين همه حقوق شهروندي اصطلاحي است كه در سالهاي اخير بسيار بر زبان مديران و مسئولان كشور جاري و ساري است.
حقوق شهروندي اصطلاحي است كه در چند سال گذشته در ادبيات حقوقي- سياسي كشورمان بسيار رواج يافته و در محافل دانشگاهي و ميان روشنفكران و صاحبان قلم و انديشه رونق بسيار پيدا كرده است. هرچند اين اصطلاح آنگونه كه در افواه عوام و كلام خواص جريان دارد و نقل هر محفلي مي شود، كمتر با مفهوم citizenship rights يا حقوق شهروندي مورد نظر نظام هاي حقوقي تطابق دارد. اين در شرايطي است كه بسياري از مفاهيم رايج در حوزه بحث حقوق شهروندي در كشورهاي توسعه يافته زير مجموعه اي از علوم سياسي محسوب مي شود و بيشتر ناظر به حقوق مشاركت شهروندان در اداره امور كشور است و جلوه هاي گوناگوني از اين حق را در بر مي گيرد. حقوق شهروندي در اين مفهوم مقيد به مرزهاي جغرافيايي يك كشور است و نسبت نزديكي با مقوله تابعيت دارد و كساني را كه در شمول اين تابعيت قرار نگرفته باشند در بر نمي گيرد. حال آنكه اين اصطلاح در كشور ما با توجه به سبقه و سابقه تمدن و آئين ها و مناسك بومي در معناي وسيع تر و عام تري به كار مي رود. چنانكه در آثار متفكراني همچون فارابي از حقوق انسان در عرصه اجتماع با عنوان حقوق مدني ياد مي شود و مقصود از آن حقوق انسانها به عنوان شهروندان در بستر ظهور شهرها و تمدن هاي جديد است.

انجام پایان نامه حقوق

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

برچسب ها: انجام پایان نامه, انجام پایان نامه حقو